بدون
ترديد شرايط اقتصادي و اجتماعي در دهههاي آينده نسبت به عصر حاضر متفاوت خواهد
بود. آنچه مسلم است اينكه در سايه تجارب سالهاي اخير درك متقابلي از منابع و
امكانات مالي و تاثيرهاي فيمابين كليه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه دنيا
ايجاد شده است كه ضرورت همكاري بيشتر ميان آنها را فراهم خواهد ساخت. به باور
انديشمندان و خردورزان جهاني، دولتها به رفاه و توسعه پايدار دست نمييابند مگر با
شناخت امكانات عادي و معنوي خود و بكارگيري بهينه آنها و همياري همه ملل در تمامي
عرصههاي زندگي و براين واقعيت تاكيد دارند كه سرنوشت انسانها در هر نقطه از زمين
و هر لحظه از زمان به گونهاي به هم پيوسته و مرتبط شده است كه رفاه و آسايش و
راحتي براي برخي از جوامع قدرتمند اما بياعتنا به حقوق ديگر كشورهاي ضعيفتر غير
ممكن خواهد ساخت.
از
عمدهترين ابزارهاي ترقي جايگاه كشورهاي در حال توسعه در تعامل با سياستهاي جهاني
شدن و روند رو به رشد اين كشورها، بخش كشاورزي و توليد مواد غذايي است كه
كاركردهاي فراواني در عرصههاي اقتصادي و حتي سياست بينالمللي دارد. به اين معنا
كه افزايش رشد جمعيت جهاني بدليل بالا رفتن سطح علوم پزشكي و توجه بيشتر به سلامتي
افراد در اكثر كشورهاي جهان، موجب شده كه تقاضا براي مواد غذايي بيشتر شده ولي سطح
زير كشت محصولات كشاورزي غذايي ثابت مانده و حتي در اغلب كشورها رو به كاهش
ميباشد. بنابراين اگر كشوري نتواند غذاي مردم جامعه خود را كه اولين نياز اساسي
است تامين نمايد، بيشك در معادلات سياسي و فشارهاي منطقهاي قادر نخواهد بود
استقلال، امنيت و ثبات آن را تضمين كند.
كشور
ايران به دليل موقعيت خاص، طول و عرض جغرافيايي مانند وجود سلسله جبال زاگرس و
البرز و كوير لوط و دشت كوير و ... و آبهاي آزاد جنوبي و بزرگترين درياچه جهان در
شمال، داراي شرايط اقليمي متنوع و منحصربه فرد مي باشد كه بستر مناسبي براي
زراعتهاي گوناگون و چهارفصل فراهم نموده است. با درنظر گرفتن توانهاي بالقوهاي
كه نشات گرفته از ساختار جغرافيايي طبيعي ايران مانند وجود خاكهاي حاصلخيز كه در
دشتهاي آبرفتي ايران مانند دشت عباس واقع در استان ايلام، ماهيدشت در استان
كرمانشاه، دشت آبرفتي كارون و غيره ... همچنين تفاوت شدت تابش خورشيد در مناطق
متفاوت ايران، وجود وزش بادهاي موسمي و بادهاي مديترانهاي بارانآور و جريان
رودخانههاي متعدد دائمي مانند كارون، كرخه، زايندهرود، اترك، الوند و قزل اوزن و
... و تمامي نعمتهاي به وديعه گذاشته شده ديگر، ميتوان آينده كشاورزي ايران را
روشن، زنده خروشان دانست. البته شرط اساسي تحقق به اين آيندهنگري مديريت
صحيح و مسئولانه است.
برهمگان
مبرهن و آشكار است كه بعضي از عوامل تاثيرگذار بركشاورزي ايران، عوامل مطلوب نبوده
و نمودار رشد كشاورزي را به سمت پائين سوق ميدهد. از اين دسته ميتوان به عدم
مديريت كنترل صحيح آبهاي جاري در سطح كشور اشاره نمود حاصل اين مسامحه كاري به هدر
رفتن ميليونها مترمكعب آب مناسب كشاورزي ميباشد. عدم تثبيت شنهاي روان عاملي است
كه نه تنها مزارع بلكه شهرهايي كه در حواشي بيابانها هستند را مورد تهديد جدي قرار
ميدهد. فرسايش خاك حاصل از شخم و عمليات خاكورزي نادرست كه توسط اكثر كشاورزان
صورت ميپذيرد چرايي بيرويه كه باعث از بين رفتن مراتع و پيشرفت بيابانها ميگردد،
همچنين استفاده از ماشينآلات و ادوات مستهلك و فرسوده و بكارگيري از روشهاي سنتي
و قديمي كشت كه توسط كشاورزان انجام ميگيرد و عدم تمايل براي فراگيري علوم و فنون
جديد كشاورزي، عدم استفاده از بذرها و نهالهاي اصلاح شده و خرد و كوچك شدن مزارع
يكپارچه تمام عواملي هستند كه غبار حسرت بر پيكره كشاورزي مينشاند. در چنين وضعيت
دشوار شركت انبوهسازان شفق قدم به عرصه كشاورزي نهاده است، چه بسا بسيارند كساني
كه در حال گريز از اين عرصه هستند ولي اين شركت با درايت و آيندهنگري خاص و اميد
به قدرت الهي و بهرهوري از نيرهاي كارآزموده و جوان و پرتلاش افرادي كه براي
شكوفايي كشاورزي ايران داوطلب شدند كه در دوره افتاده ترين و محرومترين مناطق
ايران ساكن شوند و نه تنها كشاورزي كنند بلكه فرهنگ كشاورزي صحيح را اشاعه دهند،
گامهاي استوار بردارد.
انبوهسازان
شفق با تمركز بر روي توان بالقوه كشاورزي ايران نهادههاي طبيعي كشور و با
فراخواني مديران تحصيل كرده و كارآزموده مصمم است با اعمال مديريت صحيح در امر
كشاورزي، انقلابي بزرگ در آن بوجود آورد. چراكه ايمان دارند با استفاده بهينه از
امكانات كشور، شيوههاي نوين كشاورزي، بهزراعي و ادوات كشاورزي جديد و بها دادن به
خلاقيت و نوآوري در كشورزي ميتوان نمودار آستانه توليد سالانه كشور را به صورت
شگرفي افزايش داد و از طبعات آن كه بدست آوردن سهم بيشتري از بازار فروش داخل و
خارج كشور و ارز آوري بيشتر و اشتغازايي پايدار و مولد است بهرمند شد. اگر در
كشاورزي آنطور كه شايسته و بايسته است سرمايهگذاري مديريتي و عملياتي شود بطور
يقين ميتوان اذعان داشت كه ميزان درآمد سالانه كشور به حدي خواهد رسيد كه اگر به
هر علتي صادرات نفت صورت نپذيرد، درآمد حاصل از كشاورزي اين نقصان را پوشش خواهد
داد. كشت مكانيزه و نوين باعث ميگردد كه سرمايهگذاران خارجي در اين كار مشاركت
نمايند و علاوه بر آنكه به چرخه پولي كشور مبلغي افزوده ميگردد كه سرمايهگذاران
خارجي در اين كار مشاركت نمايند و علاه بر آنكه به چرخه پولي كشور مبلغي افزوده
ميگردد كه سرمايهگذاران با توصيههاي علمي جديدتري آشنا شوند كه روند رو به رشد
را تسريع ميكند. هرچه كشاورزي قويتر باشد درآمد حاصله افزونتر ميگردد و تاثيرات
اجتماعي شايان توجهي را به ارمغان ميآورد. به دليل افزايش سرمايه موجود در كشور
سطح آموزش ارتقاء مييابد، سطح بهداشت عمومي به حد مطلوبتري ميرسد، مهاجرت
بيرويه روستائيان به شهرها كمتر ميشود و آمار جرايم ناشي از فقر و تنگدستي كاهش
مييابد، امنيت حاكم برجامعه بيشتر خواهد شد و فرزندان ما در محيطي امن و ايدهآل
پرورش يافته و به جواناني سلحشور تبديل خواهند شد كه با گذاشتن پا در جاي پاي
گذشتگان خود، چرخ تلاش و كوشش را در جاده تكامل و سعادت به چرخش درخواهند آورد.